تبليغاتX
Black & White


















Black & White

برای تازه شدن دیر نیست

من تنها با مردی ازدواج می كنم كه عتیقه شناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم . ( آگاتا كریستی)

دوام ازدواج یك قسمت رویِ محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسكاتلندی )

 

تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر كنی. ( شارل بودلر )

هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت كن تا با چشم هایت.( ضرب المثل آلمانی)

 

زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگلیسی )

در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق كن . ( ضرب المثل آذربایجانی )

 

                               


پ ن : اینا مال چند صد سال پیشه نمیدونم الانم به درد میخورن یا نه

+نوشته شده در ساعتتوسط farhood | |

هرگز تسلیم نشو هر روز معجزه ای جدید اتفاق می افته !

 

پ ن : .......

+نوشته شده در ساعتتوسط farhood | |

 

من همراه شش برادرم بزرگ شدم؛ اين‌طوری بود كه رقص ياد گرفتم: در انتظار خالی شدن توالت.
- باب هوپ / كمدين آمريكايی

 

 


- دو بليت برای نخستين شب اجرای تازه‌ترين نمايش‌ام ضميمه كرده‌ام؛ يك دوست همراه‌تان بياوريد... اگر داشته باشید. (پيام جرج برنارد شاو به وينستن چرچيل)
- ممكن است برای نخستين شب نتوانم بيايم، شب دوم خواهم آمد... اگر وجود داشته باشد. (پيام وينستن چرچيل به جرج برنارد شاو)

 

+نوشته شده در ساعتتوسط farhood | |

دیروز بعد این که کلی تغییر چهره دادم (شلوار پارچه ای ضایع + پیراهن مردونه ضایع تر + ریش خفن )

 رفتم دفتر حراست مرکز !!!  البته واسه کارت ورود ماشین به دانشگاه . آقای فوق العاده باشخصیت که ۱۵ دقیقه اول سرشو بلند نکرد ببینه کی اومده دفترش ( تکریم ارباب رجوع )  تحمل کردن حرف منو شنیدن  !

گفتم : من پروندمو فرستادم واسه کمیسیون پزشکی که تایید کنن (به علت مشکل پزشکی اجازه ی تردد با ماشین توی دانشگاه رو بدن  )  ولی الان ۱۰  روزه جوابش نیومده !

گفت : مشکله خودته !!!!!

                          

 

پ ن : چه قدر خوشحالم که چند دقیقه ای پیش ایشون بودم !!!

 

+نوشته شده در ساعتتوسط farhood | |

 

 الا ای داور دانا تو می دانی که ایرانی......چه محنتها کشید از دست این تهران و تهرانی

چه طرفی بست از این جمعیت ایران جز پریشانی......چه داند رهبری سر گشته صحرای نادانی

چرا مردی کند دعوی کسی که کمتراست از زن......... الا تهرانیا انصاف می کن خر...تویی یا من

قمی را بد شمردی اصفهانی را بتر شمردی.......جوانمردان آذربایجان را ترک خر گفتی

تو را آتش زدند و خود بر آن آتش زدی دامن.....الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من

تو اهل پایتختی باید اهل معرفت باشی........به فکر آبرو و افتخار مملکت باشی

چرا بیچاره مشدی و بی تربیت باشی......به نقص من چه خندی خود سرا پا منقصت باشی

بدستم تا سلاحی بود راه دشمنان بستم........عدو را تا که ننشاندم به جای از پا ننشستم

به کام دشمنان آخر گرفتی تیغ از دستم.........چنان پیوند بگسستی که پیوستن نیارستم

کنون تنها علی مانده است و حوضش..........الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من

 تو را ترک آذربایجان بودو خراسان بود.........کجا بارت بدین سنگینی و کارت بدینسان بود

چو شد کرد و لر و یاغی کزو هر مشکل آسان بود.......کجا شد ایل قشقایی کزو دشمن هراسان بود

کنون ای پهلوان پنبه چو نی نه تیر ماند و نی جوشن......الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من

                                                                                  قسمتی از شعر شهریار

پ ن : میدونم خیلی ها از خوندن شعر ناراحت میشن ولی واقعا تبعیض نزادی اعصاب آدمو داغون میکنه !

باور کنید جز تهران شهر های دیگه ای هم هست ! این همه تبعیض و انتظار ......

                    واقعا متاسفم !

+نوشته شده در ساعتتوسط farhood | |

 

If The highest Aim Of a Captain were to Preserve His ship , He Would keep it in PorT Forever

+نوشته شده در ساعتتوسط farhood | |

 

    توی کلمه ی ای کاش حبس نشو  کاش رو کاشتن ولی سبز نشد   (یاس )

                              

+نوشته شده در ساعتتوسط farhood | |

 

باز بوی باورم خاکستریست

صفحه های دفترم خاکستریست

پیش از اینها حال دیگر داشتم

هر چه میگفتند باور داشتم

+نوشته شده در ساعتتوسط farhood | |

When you're the little brother
You learn how to fight for the little guy
*
«وقتی شما برادر كوچيكه باشين
ياد می‌گيرين كه چه‌طور برای آدم كوچيكه اجتماع بجنگين.»
*
آگهی يادبود كتاب‌خانه و موزه رياست‌جمهوری جان كندی
در پی درگذشت ادوارد كندی، كوچك‌ترين برادر خانواده كندی‌ها.

+نوشته شده در ساعتتوسط farhood | |

                         

اگر به خانه ی من آمدی

برایم مداد بیاور مداد سیاه
می‌خواهم روی چهره‌ام خط بکشم

تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم

یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم!

یک مداد پاک کن بده برای محو لب‌ها

نمی خواهم کسی به هوای سرخیشان، سیاهم کند!

یک بیلچه، تا تمام غرایز زنانه را از ریشه درآورم

شخم بزنم وجودم را ... بدون این‌ها راحت‌تر به بهشت می‌روم گویا!

یک تیغ بده، موهایم را از ته بتراشم، سرم هوایی بخورد

و بی واسطه روسری کمی بیاندیشم!

نخ و سوزن هم بده، برای زبانم

می‌خواهم ... بدوزمش به سق

... اینگونه فریادم بی صداتر است!

قیچی یادت نرود،

می‌خواهم هر روز اندیشه‌هایم را سانسور کنم!

پودر رختشویی هم لازم دارم

برای شستشوی مغزی!

مغزم را که شستم، پهن کنم روی بند

تا آرمان‌هایم را باد با خود ببرد به آنجایی که عرب نی انداخت.

می‌دانی که؟ باید واقع‌بین بود !

صداخفه‌کن هم اگر گیر آوردی بگیر!

می‌خواهم وقتی به جرم عشق و انتخاب،

برچسب فاحشه می‌زنندم

بغضم را در گلو خفه کنم!

یک کپی از هویتم را هم می‌خواهم

برای وقتی که خواهران و برادران دینی به قصد ارشاد،

فحش و تحقیر تقدیمم می‌کنند،

به یاد بیاورم که کیستم!

ترا به خدا ... اگر جایی دیدی حقی می‌فروختند

برایم بخر ... تا در غذا بریزم

ترجیح می‌دهم خودم قبل از دیگران حقم را بخورم !

سر آخر اگر پولی برایت ماند

برایم یک پلاکارد بخر به شکل گردنبند،

بیاویزم به گردنم ... و رویش با حروف درشت بنویسم:

من یک انسانم

من هنوز یک انسانم

من هر روز یک انسانم!

شعری از غاده السمان شاعره سوری

+نوشته شده در ساعتتوسط farhood | |

                                  

+نوشته شده در ساعتتوسط farhood | |

 

شنا بلد نیستی؟؟؟ دلتو به دریا نزن.

+نوشته شده در ساعتتوسط farhood | |

 

 باور کن این روزا همه چیز سر جای خودشه

اِلا تو....

+نوشته شده در ساعتتوسط farhood | |